X
تبلیغات
زمینه سازی ظهور مهدی (عج)
زمینه سازی ظهور مهدی (عج)
 
مهدویت و آخر الزمان - جنگ نرم - مبارزه با شیطان پرستی - فرهنگی و سبک زنگی - صهیونیست - دلنوشته
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

کمی حرف خارج از گود :

مدتی است که وبلاگ زمینه سازی ظهور مهدی (عج) نسبت به گذشته فعالیت کمتری داشته . خب این لطف تمام دوستانی است که اصلا سر نمیزنند و انگار نه انگار که اینجا فعالیتی هدفمند داره و پیوسته با سایت (پیروان موعود) و همچنین (جنبش مصاف) در یک راستا فعالیت میکند و دوستان کاملا کم لطفی میکنن نه به وبلاگ و نویسنده بلکه به ایجاد زمینه های ظهور قائم (عج) که انشاالله این طور مشکلات بطرف میشه .

و دلیل دیگر به روز نشدن وبلاگ خودم بودم که به دلایل مشکلاتی دشوار قادر به بروز رسانی وبلاگ نبودم و از طرفی هم نویسنده دیگه وبلاگ بعد از گذاشتن 2 تا پست زیرپای ما رو خالی کرد و رفت ، اما بازهم من به زعم مشکلاتم یه چندبار وبلاگ رو بروز کردم . 

حالا از دوستـــــانی که قادر هستند با فعالیت در این وبلاگ و نویسندگی برای زمینه سازی ظهور حضرت قدمی بردارند  آدرس وبلاگ یا ایمیل بگذارند و اعلام آمادگی کنند ممنون میشم .

امروز هم میخوام بهتون یک نرم افزار صوتی معرفی کنم که فوق العاده است و توصیه میکنم که 100% دانلود کنید و توی گوشیتون نصب کنید .

این نرم افزار دعای کمیل با صدای استاد شیخ حسین انصاریان هست که کاری از گروه (قائمیه اصفهان) به دو صورت اندروید و جاوا براتون قرار میدم .

به نظر من این عاشقانه ترین و دلسوزناک ترین راز و نیاز با خدا هست که من تا حالا شنیده ام و به نظر من اگه کسی این دعا رو نصب کنه و گوش بده و دلش نشکنه و اشکش نیاد باید یه فکری به حال خودش بکنه باید یه فکر جدی درمورد قصاوت قلبش بکنه .  از دستش ندید آی بچه شیعه ها حداقل یک بار گوشش کنید .
 

دانلود ( اندروید )                                                                  دانلود (جاوا)



برچسب‌ها: نرم افزار, جاوا, اندروید, دعای کمیل, شیخ حسین انصاریان
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1392/04/26 توسط امیرحسین
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1392/05/07 توسط امیرحسین




نامه ی اعمال من با تباهی ها قرین

                                      کن گذر از بنده ات حقّ امیرالمومنین

خدای من...

کن گذر از ما به حقّ ناله های حیدری

                                    که نمی آید دگر سوز صدای حیدری

علی جانم...

مسجد کوفه بگو مولای مظلومان چه شد

                             حُجّت الَّه،جانِ احمد،ناطق قرآن چه شد

علی جانم....

مسجد کوفه بگو از فرق مجرح علی(ع)

                                        پر زده از بام تن تا به خدا روح علی(ع)

علی جانم...

دو سه روزی هست مولا میهمان فاطمه(س) است

                                          همدم سوز دل و اشک روان فاطمه(س)است

گوید ای زهرای(س) من تا که سرم بکسته شد

                                     گرچه دست صبر عالَم از غم من بسته شد

لیک من یاد تو افتادم که پهلویت شکست

                                    تازیانه خوردی و از کینه بازویت شکست

یاد آن روزی که دل با سوز غم آغشته شد

                                 بین آتش بودی و محسن همانجا کشته شد


شهادت مولای متقیان ، يعسوب الدين و يعسوب المؤمنين ، ابو تراب ، امین اللّه ، حبیب اللّه ، صفوة اللّه ، مظهر العجایب ، کهف الوری ، کاشف الکرب ، اسدالله الغالب امیرالمومنین علی ابن ابی طالب علیه السلام را به تمامی شیعیان و عاشقان آن حضرت تسلیت عرض میکنم .

انشا الله که در سرازیری قبر و روز محشر به فریاد همه ی شیعان برسند .



برچسب‌ها: شهادت حضرت علی, ع, امیرالمومنین, ولایت, امامت
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 1392/05/07 توسط امیرحسین

بسم الله الرحمن الرحیم

با تلاش بسیار دوستان در این چند ماه ، از پیدا کردن مستند تا ترجمه و زیرنویس گرفته تا اپلود مستند امروز مفتخریم که اولین مستند ترجمه شده توسط "گروه پیروان موعود " رو تقدیم به ساحت مقدس حضرت بقیه الله و شما مهدی یاوران عزیز کنیم .





این مستند در راستای اهداف گروه (صیهون ستیزی و مبارزه با هر گونه حرکت شیطانی) و در راستای اگاهی مردم ترجمه شده است و البته به عنوان اولین کار و تجربه ترجمه پیروان موعود میباشد که بسیار قوی کار شده است

امید است که مورد قبول حضرت بقیه الله و شما یاوران حضرت باشد

لینک مستقیم قسمت اول

لینک مستقیم قسمت دوم

لینک مستقیم قسمت سوم

لینک مستقیم قسمت چهارم

تالار مهدویت پیــــروان موعود


در اینجـــا از همسنگران عزیزم توی تالار پیروان موعود بابت زحماتی که برای این
مستند کشیدند تشکر میکنم
اجر همتون با آقا امام زمان (عج)

اقای مجید املشی:پیدا کردن مستند ،زیرنویس،و ترجمه بخشی از مستند ، ویرایش و جمله بندی نهایی
خواهر گرامی faatem-313:ترجمه بخش زیادی از مستند

خواهر گرامی انتی ماسون:ترجمه بخشی از مستند


برادر عزیز حسین و mahdi_t :پوستر مستند

یا علی مدد



برچسب‌ها: طوفان ترور, مستند, پیروان موعود, تالارمهدویت, anti mason
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1392/04/05 توسط امیرحسین

بسم الله الرحمن الرحیم
=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

اطلاعیه تکمیلی احیای نیمه شعبان

=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=

«هر که شب عید(قربان،فطر) و شب نیمه شعبان را احیا کند، در روزی که دلها می میرد، دل او نمی میرد . »(میزان الحکمة)

جنبش مصاف در نظر دارد در شب نیمه شعبان دل های شما عاشقان و منتظران حضرت ولی عصر(عج) را گرد هم آورد تا با هم ، هم نوا شده ندبه بخوانیم و عهد ببندیم با مولایمان ...

همچون صادق آل محمد اشک بریزیم و بگوییم : « سرور من غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده و زمین را بر من تنگ کرده و آسایش قلبی را از من ربوده... ( شیخ صدوق –کمال الدین )» و مانند بنی اسرائیل که با اشک چشم و تمنای دل 170 سال ظهور منجی شان را نزدیک کردند ، ظهورشان را نزدیک کنیم انشاا...

امید داریم که رحمت بی کران خداوند متعال شامل حال ما گردد و ما نیز در تعجیل ظهور مولایمان موثر باشیم.

 

 

سخنرانان :

حضرت آیت الله زابلی

استاد رائفی پور

 

مداح :

حاج محمد صمیمی 

 

همرا با قرائت فرازهایی از دعای کمیل ،صلوات شعبانیه ،دعای ندبه

 

زمان: یک شنبه 2 تیر ماه  1392 – ساعت 23 الی 3 بامداد

 

وعده ما در محل تجمع مهدی یاوران مصاف :

 

 مسجد صاحب الزمان واقع در خیابان آزادی - نبش خیابان بهبودی –  خیابان شکاری

ضمنا نزدیکترین ایستگاه بی آر تی ایستگاه بهبودی می باشد

( خط آزادی تهرانپارس 24 ساعته است )

کروکی

 

 

 

* توجه *                * توجه *

1. مسجد تا ساعت 7 صبح باز خواهد بود.

2. مترو از ساعت 6 صبح شروع به کار می کند و

3. بی آر تی، بصورت 24 ساعته فعال می باشد.

 

به امید ظهور مولی و سرورمان که صد البته نزدیک است .



برچسب‌ها: امام زمان, عج, میلاد, عشق, نیمه شعبان
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1392/04/02 توسط امیرحسین

السّلام ای هادی دلها علی


اول طومار هر املا علی


در سرای دل سهی سرور علی

ای امام اوّل و مولا علی

  
وی عوالم را عمادِ داد و عدل

سالک سرمد گل گلها علی

  
آمر مهر ومه و حور و ملک

دوم آل کسا والا علی

  
هم طلوع مهر و هم ماه مسا

هم  سحر ها را سرور آرا علی

  
ای امم را هم مراد و هم مدد

راح روح  و لولو لالا علی

  
محرم اسرار الله الصّمد

اسوه اسلامی و سلمی علی

  
لوح و کرسی را مُمِدّ و داوری

حامی دارا گدا اعمی علی

  
هم ولیّ و هم وصیّ اعلمی

صهر احمد همدم طاها علی

  
همسر امّ الائمّه طاهره

والد دو گوهر اعلا علی

  
هم دوای درد هر اهل دلی

هم علوم وحی را دارا علی

  
مولد وی در سرای کردگار

در مصلّی کرده سر سودا علی

  
رادمردی رهروی عُلوی مرام

در دوعالم عالی و اولا علی


عالمی عمّار در علم وعمل

داد هود و صالح و موسی علی

  
راس کلّ ماسَوَالله ما حصل

اول احمد دوّمی امّا علی

  
هم صدای احمد و رام احد

سلّمو صلّی علی مهما علی

  
واله مهر علیّ اعلمم

کرده در دلهای ما ماوا علی


در سروده اسم را محروم دار

کرد لاادری کلام ما علی

  
مدح مولا کرده دل آسودهام

در لحد عالی دهد اعطا علی

  
هر کسی دارد گلی ما سروری

ها علیٌ ها علیٌ ها علی

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/03/02 توسط امیرحسین

امام حسن عسكرىّ عليه السّلام  در کتاب إحتجاج على أهل اللجاج/ ج‏2 /ص458

در باره آيه: «و برخى از آنان امّى هستند كه از كتاب ندانند مگر آرزوهاى بيهوده [و

تنها گمانهايى در سر پرورانده‏]- بقره: 78»  تفسیری را ذکر فرموده اند که در آخر

فرمایشاتشان دو حدیث بیان می کنند که بسیار راه گشا می باشد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 1392/03/02 توسط امیرحسین
سال روز میلاد

        حضرت عشق

                      ام ابیها 

                               دخت رسول الله

                                                 همسر و پشتیبان ولایت 

فاطمه زهرا(س) 

به همه شیعیان دنیــــــا تبریک و شادباش باد


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1392/02/11 توسط امیرحسین

مرحوم حاج اسماعیل دولابی از علمای برجسته و از بزرگان اهل معرفت، درخصوص انتظار فرج تمثیل زیبائی دارند که نقل آن آموزنده است:

مرحوم حاج اسماعیل دولابی می فرمایند:

پدری چهار تا بچه را گذاشت توی اتاق و گفت این‌جا‌ را مرتب کنید تا من برگردم
خودش هم رفت پشت پرده.

از آن‌جا نگاه می‌کرد می‌دید کی چه کار می‌کند، می‌نوشت توی یک کاغذی که بعد حساب و کتاب کند

یکی از بچه‌ها که گیج بود، حرف پدر یادش رفت. سرش گرم شد به بازی.
یادش رفت که آقاش گفته خانه را مرتب کنید

یکی از بچه‌ها که شرور بود شروع کرد خانه را به هم ریختن و داد و فریاد که من نمی‌گذارم کسی این‌جا را مرتب کند.

یکی که خنگ بود، ترسید. نشست وسط و شروع کرد گریه و جیغ و داد که آقا بیا، بیا ببین این نمی‌گذارد، مرتب کنیم.

اما آنکه زرنگ بود، نگاه کرد، رد تن آقاش را دید از پشت پرده. تند و تند مرتب می‌کرد همه‌جا را
می‌دانست آقاش دارد توی کاغذ می‌نویسد
هی نگاه می‌کرد سمت پرده و می‌خندید. دلش هم تنگ نمی‌شد.
می‌دانست که آقاش همین ‌جاست
توی دلش هم گاهی می‌گفت اگر یک دقیقه دیر‌تر بیاید باز من کارهای بهتر می‌کنم

آن بچه‌ شرور همه جا را هی می‌ریخت به هم، هی می‌دید این خوشحال است، ناراحت نمی‌شود

وقتی همه جا را ریخت به هم، آن وقت آقا آمد....

ما که خنگ بودیم، گریه و زاری کرده بودیم، چیزی گیرمان نیامد. او که زرنگ بود و خندیده بود،

کلی چیز گیرش آمد...


" زرنگ باش. خنگ نباش. گیج نباش "

شرور که نیستی الحمدلله. گیج و خنگ هم نباش

نگاه کن پشت پرده رد آقا را ببین و کار خوب کن

خانه را مرتب کن، تا آقا بیاید...


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1392/01/21 توسط امیرحسین

صهیونیست ها روز یکشنبه 7 آوریل 2013 را هرگز از یاد نخواهند برد. روزی که هکرها کابوسی سهمگین برای آنان رقم زدند

به گزارش گروه سایبری "ره به ری" :
صهیونیست ها یکی دو روزی است که یک کابوس جدید دارند: «Operation Israel». واژه ای که نام عملیات سایبری هکرهای ناشناس برای ازکارانداختن صهیونیست ها در فضای مجازی است. گروه هکر «آپ ایزرائیل» که مخالف تجاوزات اسرائیل علیه فلسطینیان است، دیروز 18 فروردین ماه در بیانیه ای اعلام کرد: «امروز هفتم آوریل حمله سایبری بین المللی با هدف حذف پایگاههای اسرائیلی از شبکه اینترنت آغاز می شود.»

چند ساعت بعد سایت های صهیونیستی یکی یکی از کار افتادند. سازمان مهاجرت، دستگاههای قضایی و دیگر دوایر دولتی این رژیم هک شده و تصاویری از «سامر العیساوی» زندانی فلسطینی که از مدتها پیش اقدام به اعتصاب غذا کرده است، «میسره ابوحمیده» که در زندان اسرائیل به شهادت رسید و «عماد مغنیه»، از فرماندهان حزب‌الله، روی آنها قرار داده شده است. ا

گزارش های شبکه «المنار لبنان» اما خبر از گسترش این عملیات سایبری می داد: «از مهم ترین اقدامات هکرها، نفوذ به سایت نخست وزیری، وزارت جنگ، موساد، وزارت امنیت و سازمان بورس رژیم صهیونیستی بوده است. هکرهای فلسطینی و اردنی هم چنین موفق شدند بیش از 40 هزار صفحه فیس بوک و هزاران صفحه توییتر کاربران صهیونیست را هک کنند.» شبکه خبری «المیادین» هم اعلام کرد سایت اینترنتی اداره مهاجرت رژیم صهیونیستی هم در این حمله سایبری هک شده است.

صهیونیست ها: درمانده ایم

همزمان با این حمله های سهمگین سایبری، صهیونیست ها درمانده و حیرت زده اخبار این حملات را تایید کردند.روزنامه صهيونيستي هاآرتص از حمله به سايت دفتر نخست وزير رژیم صهیونیستی، سايت بازار بورس تل آويو و سايت وزارت جنگ رژیم صهیونیستی نوشت و «رونی بکار»مدیر موسسه سایبری و داده های اینترنتی رژیم صهیونیستی گفت: «ما نمی توانیم کاری انجام دهیم و تنها ناظر این جنگ سایبری هستیم.»
او از آغاز حملات متقابل هکرهای صهیونیست خبر داد و گروههای سایبری فلسطینی و لبنانی را از جمله اصلی ترین مهاجمان به پایگاههای این رژیم دانست. گمانه ای که البته شاید واکنشی به هشدارها و تهدیدهای سنگین هکرها باشد.

هکرها اعلام کرده اند این اقدام را در اعتراض به سیاست‌های صهیونیست ها در غزه و کرانه باختری انجام داده‌اند و پیغام داده اند «در بزرگترین پیکار اینترنتی تاریخ بشر، اسرائیل را از اینترنت محو خواهند کرد.»
این گروه در بیانیه‌ای که روی وب‌سایت خود قرار داده‌اند خطاب به اسرائیل نوشته‌اند: «شما از نقض گسترده حقوق بشر دست برنداشته‌اید. شهرک‌سازی‌های غیرقانونی را متوقف نکرده‌اید؛ به پیمان آتش‌بس بی توجه بوده‌اید و نشان داده‌اید که احترامی برای قوانین بین‌المللی قائل نیستید.»
افرادی بوده‌اند که تصاویر آنها روی وب‌سایت‌های هک شده قرار گرفته‌اند.
علاوه بر این، اسامی و آدرس ایمیل 1500 نفر که گفته می‌شود از جاسوسان موساد هستند، روی سایت Google Doc قرار گرفته است.

شبکه خبری «المیادین» شمار هکرها را حدود پنج هزار تخمین زده و نوشته است:«گروه هکرها اعلام کرده اند که روز هفتم آوریل ( یکشنبه 18 فروردین) را روز جهانی مقاومت سایبری علیه رژیم صهیونیستی نامگذاری کرده اند.

حتی شماره دختر نتانیاهو

شدت حملات سایبری به صهیونیست ها تا حدی بوده که انها می گویند به خصوصی ترین اطلاعات از جمله شماره تلفن دختر «بنیامین نتانیاهو» نخست وزیر رژیم صهیونیستی نیز دست پیدا کرده اند. انها این شماره های خصوصی را در شبکه های مجازی هم منتشر کرده اند تا کابوس صهیونیست ها از این حملات بی سابقه سایبری را تکمیل کنند.

این البته اولین حمله سایبری به سایتهای صهیونیستی نیست. پیش از این بارها سایت های مختلف رژیم صهیونیستی و صفحه های اختصاصی صهیونیست ها در شبکه های اجتماعی هک می شد. اما حمله سایبری اخیر که در نوع و تعداد هکرها تقریبا بی سابقه است، تبدیل به کابوسی وحشتناک برای سران رژیم صهیونیستی شده است. کابوسی که افسانه نفوذناپذیر نبودن آنها را نشانه گرفته است.

منبع:انقلاب نیوز


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1392/01/20 توسط امیرحسین
سلام آقا جون . . .

دوباره یه ماه رمضون دیگه از عمر ما کم شد و شما نیومدی نمیدونم از این ماه عزیز ما چی تو چنته داریم

یه مشت دعا و مناجاتی که هیچکدوم حتی باعث رضایت قلبی خودمون نشده یا . . .

نمیدونم آقا ! من همون بنده ی ناخالصیم که بواسطه ی شما به درگاه حق رو میندازم و طلب مغفرت

میکنم . خب مگه خود خدا نیست که تو کتاب بزرگ و با عظمتش میگه اگر میخواین بیاین پیش من با

واسطه بیاین؟

و همه ی ما بخوبی میدونیم که اون واسطه فقط و فقط شما هستین و اجداد بزرگوارتون . . .

پس ای بهترین بنده خدا ، ای کسی که لقب رحمت للعالمین بعد از پیامبر تنها به شما داده شده

به حق همین رحمت بودنتون برای عالمیان امشب ، این شب به این بزرگی و با برکتی دست همه ی ما

رو بگیـــــــ ـر تا بتونیم خدمتگزارای شما باشیم آقا جان . . .

امشب دست ستمگرای فاسدی رو که نمیخوان شیعیان مظلومت تو این دنیا باشن رو کوتاه کن . . .

راستی آقا :

 

(( عیدتون مبـــــــــ ـارک♥))

 

اللهم عجّل لولیّک الفرج

 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1391/05/29 توسط امیرحسین
راستش امشب انقدر شب سنگین و سختیه که نخواستم آغازم بدون یاد امشب شروع شه.

الهی به امید تو . . .

دست در دامن مولا زد در             که علی بگذر و از ما مگذر

آقاجون امشب نگرانی ، امشب از همون شبایی هست که یه چیزی به قلبت بیشتر فشار میاره .

امشب به غیر از غم و غصه ای که ما رو دلت گذاشتیم سنگینیه بیشتری داره . . .

غم پدر رو خیلی بیشتر حس می کنی آقا جون هیچکس تو این دنیا نیست که بدونه تو چقدر به خاطر

این بنده های ناسپاس غصه میخوری . . .

خدا رحمت کنه سید بن طاووس رو ، مگه ایشون نبود که شما رو دید که به پهنای صورت اشک میریزی

برای این بنده هایی که شاید سالی یه بار یادشون بیاد که امام عصری هم هست اما ای دل غافل

که بی خبــــــــــران باز هم تو بی خبری میمونن.

آقا هر جور که میخواستم شروع کنم نمیشد نمیدونم چرا میترسم ، میترسم از اینکه شروعم پایانی

نداشته باشه ولی همه ی امیدم به شماست.

کمکم کن که شروع کنم و پایانم با قدم های شما آغازی زیبا تر داشته باشه.

بیایین امشب برای سلامتی آقامون دعا کنیم و برای حفظ سلامتیشون صدقه ای هر چند کم بذاریم کنار

تا ایشون از هر بلا و گرفتاری در امان باشند.

آمین یا رب العالمین

*اللهم عجّل لولیّک الفرج*

 

+ ان شاءا... بحث اول رو با موضوع ×رجعت× شروع میکنیم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 1391/05/18 توسط امیرحسین


يكي از رسواترين داستانهاي مربوط به هولوكاست اين است كه آلمانها با استفاده از اجساد قربانيان خود صابون توليد مي كردند.

هر چند دروغ بودن ادعاي مشابهي در جريان جنگ جهاني اول به نام صابون انسانی بلافاصله به اثبات رسيد ولی همان ادعا طي جنگ جهاني دوم از سوی یهودیان و صهیونیست ها احيا و مورد قبول قرار گرفت.


صابونی که ادعا می شود نازیها از چربی یهودیان سوزانده شده ساخته اند
یک یهودی در حال فروختن صابون

آیا این یهودیان سوزانده شده و به صابون تبدیل شدند؟

نكته مهمتر اين است كه اين اتهام طي محاكمه اصلي نورمبرگ در سالهاي 1945-1946 تأييد شد و از آن تاريخ به بعد توسط مورخان متعددي مورد قبول قرار گرفت.

با اين حال، طي سالهاي اخير به عنوان بخشي از عقب نشيني از جنبه هاي غيرقابل دفاع داستان هولوكاست، مورخان رسمی با اكراه پذيرفته اند كه داستان صابون انساني تنها يك دروغ تبليغاتي زمان جنگ بوده است.

ولي طي اين عقب نشيني، آنها سعي كرده اند اين داستان را به عنوان شايعه زمان جنگ رد كنند و مدعي شوند كه اين امر تنها شايعه اي بوده است كه در زمان جنگ شهرت يافته است و از اين نكته غفلت كرده اند كه سازمانهاي بين المللي يهود و سپس دولتهاي متحدين اين دروغ افترا آميز را تأييد كرده بودند و بر اساس آن برخي از افراد را محاكمه و ادعاها و شهادتهاي دروغيني در اين زمينه را پذيرفته بوده اند و حتي در دادگاههاي متفقين پس از جنگ مورد قبول واقع شده بوده است.

نمونه صابون ارائه شده در دادگاه نورمبرگ

 در جهت اثبات هولوکاست و نسل کشی یهودیان از سوی نازیها


پیدایش افسانه از طریق «شایعه»

شايعات زمان جنگ در اين زمينه كه آلمانها از اجساد يهوديان قتل عام شده صابون مي ساختند، تا حدودي مبتني بر اين حقيقت بود كه صابونهاي توزيع شده توسط آلمانها در محلات يهودي نشين داراي نشان RIF بودند كه از نظر آنها مخفف عبارت آلماني Rein jüdisches Fett يا "چربي خالص يهود" است.

اين شايعات به قدري در سال 1941 و سپس 1942 گسترش يافت كه تا اواخر سال 1942، مقامات آلماني در لهستان و اسلواكي رسماً نگراني خود را از تأثير آنها اعلام كردند.


صابونهاي توزيع شده توسط آلمانها در محلات يهودي نشين داراي نشان RIF بود

به عنوان مثال، طي نقل قولي كه از يك منبع لهستاني در يكي از گزارشهاي اطلاعات نظامي ارتش آمريكا ذكر شده است، آلمانها در سال 1941 يك كارخانه صابون انساني در منطقه تورك لهستان داشتند.

اين گزارش از قول وي مي افزايد:‌ «آلمانها هزاران معلم، كشيش، و يهودي را به آنجا آورده بودند و بعد از گرفتن نمونه سرم از خون اين افراد، آنها را در ديگهاي بزرگي انداخته و چربي بدن آنها را به منظور صابون سازي استخراج كردند.»

پس از آن جوكهاي وحشتناك در مورد «صابون يهودي»‌ در محلات و اردوگاههاي يهوديان رواج يافت و بسياري از غير يهوديان در خارج از اردوگاهها نيز اين داستان را باور كردند. هنگامي كه قطارهاي پر از يهوديان رانده شده در ايستگاههاي قطار توقف مي كردند، لهستانيها با خوشحالي فرياد مي زند: «يهوديها صابون مي شوند!»

حتي اسراي جنگي انگليسي كه طي سال 1944 به اردوگاه آشويتس منتقل شدند، بعدها در مورد شايعات زمان جنگ در رابطه با كشتن قربانيان با گاز و تبديل اجساد آنها به صابون شهادت دادند.


صابون یهودی؛ نماد تبلیغات جنگ

عليرغم غيرقابل باور بودن ذاتي اين داستان، داستان صابون به صورت نمادي مهم از تبليغات زمان جنگ يهوديها و متحدين در آمد.

خاخام استفان اس وايز، رييس وقت كنگره جهاني يهود و كنگره آمريكايي يهود، علناً در سال 1942 ادعا كرد كه اجساد يهوديها توسط آلمانيها تبديل به كالاهاي اساسي زمان جنگ مانند صابون، روغن و كود شده است. او همچنين اعلام كرد كه آلمانها حتي اجساد مردگان را براي استفاده از آنها نبش قبر كرده اند و براي هر جسد 50 مارك پرداخته اند!

خاخام استفن اس. وایز؛ رييس وقت كنگره جهاني يهود واز مروجین افسانه هولوکاست:
آلمانها حتي اجساد مردگان را براي استفاده از آنها نبش قبر كرده اند و براي هر جسد 50 مارك پرداخته اند!

در اواخر سال 1942، هفته نامه كنگره، كه توسط كنگره آمريكايي يهود منتشر مي شد، طي مقاله اي ادعا كرد كه آلمانها اجساد يهوديها را با استفاده از روشهاي علمي به كود، صابون و چسب تبديل مي كردند. يك مقاله در همان شماره گزارش كرد كه يهوديهاي رانده شده از فرانسه و هلند در حداقل دو كارخانه آلماني به صابون، چسب و روغن قطار تبديل شده اند.

مانند بسیاری از نشريات آمريكايي ديگر، نشريه نيو ريپابليك در اوايل سال 1943 گزارش كرد كه آلمانيها از اجساد قربانيهاي يهودي خود براي ساخت صابون و كود در كارخانه اي واقع در سيدلكه استفاده مي كردند.

طي ماههاي ژوئن و ژوييه سال 1943، دو نماينده برجسته كميته يهودي ضد فاشيست كه مقر آن در مسكو قرار داشت، از ايالات متحده بازديد و طي ملاقاتهاي عمومي موفق به جمع آوري دو ميليون دلار براي كمك به شوروي در جنگ شدند. در هر يك از آن جلسات، سالومون ميكوئل، رهبر يهوديهاي شوروي، يك قالب صابون به جمعيت نشان داد كه به گفته او از اجساد يهوديها ساخته شده بود.


سالومون ميكوئل (نفر سمت چپ)، رهبر يهوديان شوروي
 يك قالب صابون به جمعيت نشان داد كه به گفته او از اجساد يهوديها ساخته شده بود.


افسانه صابون؛ پس از جنگ

بعد از جنگ، داستان صابون مشروعيت فراواني طي محاكمه اصلي نورمبرگ كسب كرد. اسميرنوف، وكيل ارشد شوروي به دادگاه گفت:

«...همان ذهنهاي فني اس اس كه اتاقهاي گاز را خلق كرده بودند به شيوه هايي براي از بين بردن كامل اجساد انسانها دست يافتند كه از طريق آنها، مي توانستند هر گونه رد جنايت خود را پاك كنند و هم از آن اجساد براي توليد محصولات ديگر استفاده نمايند. [بر اساس اطلاعات ما] در مؤسسه كالبدشناسي دانزيگ، آزمايشهايي در سطح نيمه صنعتي در زمينه توليد صابون از بدن انسان و نيز دباغي پوست انسان براي استفاده هاي صنعتي به عمل آمده است.»

اسمیرنوف استناد فراواني به شهادت زيگموند مازور، يكي از كاركنان مؤسسه كرد كه گفته هاي او به عنوان سند USSR-197 نورمبرگ ثبت شده بود. به ادعاي وي، دكتر رودلف اسپانر، رييس مؤسسه دانزيگ، دستور توليد صابون از اجساد را در سال 1943 صادر كرده است. بر اساس شهادت مازور، عمليات دكتر اسپانر مورد علاقه مقامات آلماني قرار گرفت و وزير آموزش و پرورش، برنارد راست و دكتر لئوناردو كونتي، از رهبران دستگاه بهداشت آلمان و نيز استادان ساير مؤسسات پزشكي به كمك اسپانر آمدند. مازور همچنين ادعا كرد كه او از «صابون انساني»‌ براي شستن تن و لباسهاي خود استفاده كرده است!

حتي طرز ساخت صابون انساني كه به ادعاي آنها توسط دكتر اسپانر تهيه شده بود (سند USSR-196) به دادگاه ارائه شد. نهايتاً، نمونه اي از آنچه آنها قطعه اي از صابون انساني ناميدند به عنوان سند به دادگاه نورمبرگ ارائه شد (سند USSR-393).

سند USSR-196
که طرز ساخت صابون انساني را شرح می دهد
این سند در دادگاه نورمبرگ به صورت رسمی ارائه شد

دادستان اصلي انگليس، سر هارتلي شاوكراس، در سخنان اختتاميه خود خطاب به دادگاه ضمن تكرار گفته هاي همتاي شوروي خود گفت:‌ «برخي اوقات، حتي از اجساد قربانيها به منظور رفع كمبود صابون در زمان جنگ استفاده مي كردند.» قضات دادگاه نيز در قضاوت نهايي خود اظهار داشتند كه تلاشهايي براي استفاده از چربي اجساد قربانيان به منظور توليد تجاري صابون به عمل آمده بود.


دادستان اصلي انگليس، سر هارتلي شاوكراس در دادگاه نورمبرگ
استفاده از چربی انسانی در تولید صابون از سوی نازیها را تایید کرد.

بايد تأكيد كرد كه شواهد ارائه شده در دادگاه نورمبرگ در جهت تأييد داستان دروغين صابون چيزي از شواهد ارائه شده در رابطه با ادعاهاي كشتار جمعي در اتاقهاي گاز كم نداشت. دست كم در اين مورد يك قطعه صابون كه ادعا مي شد از اجساد قربانيها توليد شده است، ارائه شد.

بعد از جنگ، قربانيان فرضي هولوكاست طي مراسمي به شكل قالبهاي صابون در گورستانهاي يهودي دفن شدند. در سال 1948، چهار عدد از اين قالب صابونها كه در پارچه مخصوص تشيع جنازه پيچيده شده بود بر اساس مراسم مذهبي يهود در قبرستان حيفاي اسراييل دفن شد.

یهودیان بر همکیشان خود که به صابون تبدیل شده اند، می گریند !

چندين قالب صابون يهودي ديگر نيز به عنوان بقاياي دهشتناك هولوكاست در مؤسسه تاريخي ورشو، موزه اشتوتهوف در نزديكي گدانسك (دانزيگ)، مؤسسه ايوو (Yivo) شهر نيويورك، موزه هولوكاست شهر فيلادلفيا، مركز يهودي هولوكاست در ملبورن استراليا، و نقاط مختلف اسراييل نگهداري مي شوند.

صابون ها طی مراسم رسمی در چنین گورهایی دفن شدند !


يهوديهاي فراواني كه طي جنگ در محلات يهوديهاي آلمان و اردوگاهها زندگي مي كردند به زنده ماندن داستان صابونها بعد از ساليان متمادي كمك كردند. به عنوان مثال، بن ادلبوم، طي خاطرات خود به نام «بزرگ شدن در هولوكاست» در سال 1980 نوشت:

«همراه با جيره اي كه در ارودگاه به ما مي دادند يك قالب صابون با نشان R.J.F. نيز به ما داده مي شد كه بعدها به نام صابون RIF معروف شد. تنها در پايان جنگ بود كه متوجه اين حقيقت وحشتناك در مورد آن صابونها شديم. اگر ما در داخل محله يهوديها متوجه اين موضوع مي شديم هر قالب از صابونها را با مراسم تشيع جنازه خاص يهود در گورستان ماريسين دفن مي كرديم. ما بدون اين كه بدانيم، از استخوان و گوشت عزيزان كشته شده خود براي شستن بدن استفاده مي كرديم.»

نسه گودين در بهار سال 1944 از محله يهوديان ليتواني به اردوگاه اشتوتهوف منتقل شد. در سال 1983، او طي مصاحبه اي اين چنين گفت:

«آن روز آنها به ما اجازه استحمام و يك قالب صابون دادند. بعد از جنگ فهميديم كه آن صابون از چربي خالص بدن يهوديها ساخته شده بود و حروف اول اين عبارت بر روي صابونها حك شده بود. تا آنجا كه مي مي دانم، شايد بخشي از چربي بدن پدرم در صابوني كه بدن خود را با آن شستم بوده باشد. مي توانيد حدس بزنيد اين فكر چه احساسي به من مي دهد؟»

مل مرملستاين،‌ يكي از زندانيان سابق آشويتز، كه در فيلم تلويزيوني «هرگز فراموش نكن» در سال 1991 بازي كرد، در سال 1981 تحت سوگند شهادت داد كه او و ساير زندانيهاي ارودگاه از صابونهايي استفاده مي كردند كه از چربي انسان ساخته شده بود. او اصرار داشت كه هيچ ترديدي در اين مورد وجود نداشت كه صابوني كه خود را با آن شسته است از اجساد يهوديها ساخته شده است.


مراسم بزرگداشت یهودیان تبدیل شده به صابون در یک کنیسه با حضور بازماندگان ! هولوکاست

(لینک دانلود فیلم)

ویزنتال و صابون

سيمون ويزنتال، «شكارچي معروف نازي»، داستان صابون را در مجموعه اي از مقالات منتشر شده در سال 1946 در روزنامه جامعه يهوديان اتريشي به نام Der Neue Weg تكرار كرد. او در اولين مقاله نوشت:

«طي آخرين هفته هاي ماه مارس، مطبوعات روماني خبر عجيبي را گزارش كردند: ‌در شهر كوچك رومانيايي فولتيسني، بيست جعبه صابون در گورستان يهوديان با احترام و مراسم مذهبي كامل دفن شدند. اين صابون اخيراً در يك انبار نظامي سابق آلمانها كشف شده است. روي جعبه ها حروف RIF به معني «چربي خالص يهود» حك شده بود. قرار بود اين جعبه ها به دست وافن اس اس برسد. كاغذي كه به دور آن پيچيده شده بود نشان مي دهد كه صابونها از اجساد يهوديها ساخته شده اند. با كمال تعجب، آلمانيهاي دقيق فراموش كردند توضيح دهند آيا صابونها از بدن كودكان، دخترها، مردها يا افراد كهنسال ساخته شده است.»

سیمون ویزنتال یهودی:
آلمانی های منضبط، فراموش كردند توضيح دهند آيا صابونها از بدن كودكان، دخترها، مردها يا افراد كهنسال ساخته شده است [!]

ويزنتال ادامه داد:

«بعد از سال 1942، مردم لهستان به خوبي مي دانستند كه آن صابونها از چه ساخته مي شوند. براي دنياي متمدن قابل تصور نيست كه نازيها و زنان آنها در لهستان چگونه در مورد اين صابونها فكر مي كردند. آنها هر قالب صابون را به شكل يهودي مي ديدند كه نتوانسته است به يك فرويد، ارليش يا انیشتين ديگر تبديل شود.»

ویزنتال:
 یهودیان هر قالب صابون را به شكل یک يهودي مي ديدند كه نتوانسته است به يك فرويد، ارليش يا انیشتين ديگر تبديل شود.

تبلیغات فراوان در مورد صابون یهودی

پس از چندين سال، برخي مورخان مشهور از داستان صابون سازي دفاع كرده اند. مورخ روزنامه نگار، ويليام شايرر، در پرفروشترين كتاب خود به نام، ظهور و سقوط رايش سوم، مكرراً به اين موضوع اشاره مي كند.

متخصص برجسته تبليغات جنگي شوروي، به نام ايليا اهرنبرگ، طي خاطرات بعد از جنگ خود مي نويسد: «من در دست خود يك قالب صابون كه عبارت چربي خالص يهودي بر روي آن حك شده است دارم كه از اجساد مردمي كه كشته شده اند ساخته شده است. ولي لازم نيست در مورد اين قبيل چيزها صحبت كرد چون هزاران كتاب در مورد آنها نوشته شده است.»

اهرنبرگ، یهودی دروغ پرداز و متخصص ارشد جنگ روانی شوروی در جنگ جهانی دوم:
من در دست خود يك قالب صابون دارم كه عبارت چربي خالص يهودي بر روي آن حك شده است

در يك كتاب درسي استاندارد مطالعات تاريخي كه در دبيرستانهاي كانادا تدريس مي شود و نام آن «كانادا: قرن بيستم» است، نوشته شده است كه آلمانها اجساد قربانيان يهودي خود را براي توليد صابون مي جوشاندند. جزوه كالبد شناسي نازيسم، كه توسط «ائتلاف ضد رسوايي»‌ صهيونيستي بناي بريث (B'nai B'rith) نوشته شده است، مي گويد:‌ «بي رحمي نازيها به كشتار انسانها ختم نشد. مقادير فراواني صابون از اجساد كساني كه كشته شده بودند ساخته شده بود.»

كتاب «اردوگاههاي مرگ هيتلر»‌ كه در سال 1981 نوشته شد شرح مفصلي از داستان صابون ارائه مي دهد. مؤلف كتاب، كانيلين فيگ، در عين اذعان به اين كه «برخي از مورخان ادعا مي كنند كه توليد صابون توسط نازيها از چربي انساني تنها يك شايعه است» با اين حال اين داستان را قبول مي كند چون «بيشتر كارشناسان اردوگاه در اروپاي شرقي داستانهاي مربوط به صابون را تأييد كرده اند و انواع قالبهاي صابون ساخته شده از اجساد انسانها در اروپاي شرقي به نمايش گذاشته شده است و من طي ساليان متمادي نمونه هاي فراواني از آنها را ديده ام.»

آرتور اشنايرر، خاخام ساكن نيويورك، اين داستان را در جلسه افتتاحيه بزرگترين گردهمايي هولوكاست در تاريخ تكرار كرد. در مراسم دعايي كه طي «گردهمايي بازماندگان يهودي هولوكاست در آمريكا»‌ در شهر واشنگتن در ماه آوريل سال 1983 برگزار شد، خاخام اعلام كرد:‌ «ما قالبهاي صابوني را كه حروف مخفف RJF (به معني چربي خالص يهود) روي آنها حك شده بود به خاطر داريم كه از اجساد عزيزان ما تهيه شده بود.»


برملاشدن ماهیت دروغ افسانه

عليرغم تمامي شواهد به ظاهر تكان دهنده، اتهام توليد صابون توسط آلمانها از اجساد انسانها دروغ است و مورخان هولوكاست اكنون به اين موضوع اذعان دارند. حروف مخفف RIF كه تصور مي شود مخفف عبارت «چربي خالص يهود»‌ باشد، در واقع مخفف عبارت «مركز رايش براي تهيه چربي صنعتي»‌ بود. اين مركز يك سازمان آلماني مسئول توليد و توزيع صابون و محصولات شوينده در زمان جنگ بود. صابون RIF كيفيتي پايين داشت و فاقد هر گونه چربي انساني و غيرانساني بود.

كمي بعد از جنگ، دفتر دادستان شهر فلنزبورگ آلمان، دست به اقدامات قانوني بر عليه دكتر رودلف اسپانر به دليل نقش او در تهيه صابون انساني در مؤسسه دانزيگ زد. ولي بعد از يك سلسله تحقيقات، وي بدون سر و صدا از اين اتهام تبرئه شد. در نامه اي كه در ماه ژانويه 1968 نوشته شد، دفتر دادستان اعتراف كرد كه بر اساس تحقيقات آن دفتر هيچ صابوني طي مدت جنگ در مؤسسه دانزيگ توليد نشده است.

والتر لاکوئر، تاریخ دان حامی هولوکاست:
 داستان صابون انساني از اساس نادرست است.

اخيراً والتر لاكور، مورخ آلماني آنچه را كه در سال 1980 در كتاب خود، راز دهشتناك، به عنوان «تاريخ غير قابل انكار»‌ آورده بود تكذيب كرد و گفت كه داستان صابون انساني از اساس نادرست است. گيتا سرني، يك مورخ يهودي ديگر در كتاب خود به نام «سفر به تاريكي»‌ مي نويسد: «اين داستان پذيرفته شده كه اجساد قربانيان به صابون و كود تبديل مي شده است توسط اداره مركزي تحقيق در مورد جنايات نازيهاي لودويگزبورگ تكذيب شده است.‌»

دبورا ليپشتات، استاد تاريخ مدرن يهود نيز به همين ترتيب ضمن تاريخ نويسي مجدد در سال 1981 اظهار داشت: «حقيقت اين است كه نازيها هرگز از اجساد يهوديان يا هر كس ديگر براي توليد صابون استفاده نكردند.»

دبورا لیپشتات، از مهمترین حامیان افسانه هولوکاست:
«حقيقت اين است كه نازيها هرگز از اجساد يهوديان يا هر فرد ديگر براي توليد صابون استفاده نكردند.»

در آوريل سال 1990، پروفسور يهودا بائر از دانشگاه عبري اسراييل، كه از مورخان برجسته حامي هولوكاست است، و نيز شموئيل كراكوسكي، مدير بخش آرشيو مركزي هولوكاست ياد واشم در اسراييل تأييد كردند كه داستان صابون انساني حقيقت ندارد. به گفته باوئر زندانيهايي كه در اردوگاهها نگهداري مي شدند آماده پذيرش هر گونه داستان وحشتناك در مورد آلمانها بودند. با اين حال وي نازيها را مسئول انتشار اين داستان دانست.

در حقيقت، كساني كه در زمينه داستان صابون بايد مورد سرزنش قرار بگيرند افرادي مانند سيمون ويزنتال و استفان وايز و نيز سازمانهايي مانند كنگره جهاني يهود و نيز قدرتهاي فاتح متفقين هستند كه هيچ يك از آنها تا كنون بابت اشاعه اين دروغ عذرخواهي نكرده اند.


عقب نشینی ظاهری مدافعان هولوکاست از افسانه صابون

چرا باوئر و كراوسكي به اين نتيجه رسيدند كه اكنون زمان مناسبي براي رد رسمي داستان صابون است؟ خود كراوسكي به اين نكته اشاره مي كند كه بخش بزرگي از دليل اين عقب نشيني تاكتيكي به منظور نجات باقيمانده داستان هولوكاست با خلاص شدن از دست سست ترين و دروغ ترين بخشهاي آن است.

در مواجهه با چالش تجديد نظر طلبي، داستانهايي مانند داستان صابون كه اثبات دروغ بودن آنها بسيار ساده است مي توانند دردسر ساز باشند چون آنها باعث ايجاد ترديد در مورد كل افسانه هولوكاست مي شوند. به گفته كراوسكي: «مورخان به اين نتيجه رسيده اند كه هيچ صابوني از چربي انساني ساخته نشده است. زماني كه اين همه آدم اصل هولوكاست را انكار مي كنند، چرا بهانه اي براي نفي اين حقيقت در اختيار آنها قرار دهيم؟»

بي صداقتي افرادي كه دست به چنين سازش دير هنگامي با حقيقت مي زند از آنجا مشخص مي شود كه آنها متوجه نيستند افسانه صابون رسماً در دادگاه نورمبرگ «تأييد»‌ شده بود و همچنين اين كه آنها اكراه دارند در مورد تأثير آن «تأييد» بر اعتبار دادگاه نورمبرگ و ساير جنبه هاي داستان هولوكاست صحبت كنند.

تفاوتي چشمگيري كه بين تكذيب فوري داستان صابون توسط دولت انگليس پس از جنگ جهاني اول و تأييد رسمي داستان بي پايه مشابه آن در جنگ جهاني دوم توسط نيروهاي متفقين وجود دارد نه تنها نشان دهنده عدم صداقت بسياري از مورخان غربي است، بلكه نشان دهنده انحطاط كلي هنجارهاي اخلاقي غرب طي اين قرن است.


نقش مخرب شایعات زمان جنگ

داستان صابون انساني يك بار ديگر نشان دهنده تأثير عظيمي است كه يك شايعه زمان جنگ مي تواند به محض پذيرفته شدن داشته باشد به خصوص هنگامي كه به صورت يك دروغ تبليغاتي توسط افراد متنفذ و سازمانهاي قدرتمند اشاعه يابد. اين كه اين همه افراد باهوش و متفكر اصولاً پذيرفته باشند كه آلمانها اقدام به توزيع صابونهايي كرده باشند كه روي آن حروف اختصاري نوشته شده باشد كه نشان دهد آنها از چربي انساني درست شده اند بيانگر اين موضوع است كه حتي چرندترين جنبه هاي داستان هولوكاست چه اندازه سهل و ساده به عنوان حقيقت، مورد پذيرش قرار مي گيرند.



چرندترين جنبه هاي افسانه هولوكاست، چه اندازه سهل و ساده به عنوان حقيقت، مورد پذيرش قرار مي گيرد

منابع و ماخذ

  1.  Phillip Knightley, The First Casualty (New York: 1975), pp. 105-106.
  2. Raul Hilberg, The Destruction of the European Jews (New York: 1985), pp. 966-967; Walter Laqueur, The Terrible Secret (Boston: 1980), pp. 54, 82, 145, 219; U.S. State Department document 740.001 16 (from 1943), facsimile in Encyclopaedia Judaica (New York and Jerusalem: 1971), vol. 13, pp. 759-760; Bernard Wasserstein, Britain and the Jews of Europe (London: 1979), p. 169; A September 1941 German Einsatzgruppen Security Police report from the Ukraine mentioned equally baseless rumors, reportedly spread by Jews, of a supposed Soviet biological warfare plague bacteria bomb. Even some German soldiers believed the stories. (Ereignismeldung UdSSR, No. 80, Sept. 11, 1941, p. 9)
  3. Secret U.S. Army military intelligence report No. 50, April 27, 1945. National Archives, National Records Center (Suitland, Maryland), RG 153 (JAG Army), Box 497, Files 19-22, Books I and II, Entry 143.
  4. Nachman Blumental, "RIF," Yiddish Culture, Vol. 21, June-July 1959. (Monthly of the Yiddish Culture Association). Apparently published in Israel in Hebrew. A German translation of the original essay was obtained by Ditlieb Felderer through the Encyclopaedia Judaica, Jerusalem. I am grateful to him for a copy.
  5. Douglas T. Frost affidavit, July 16, 1947. Nuremberg document NI-11692. Trials of the War Criminals Before the Nuernberg Military Tribunals (NMT "green series"; Washington, DC: 1949-1953), Vol. 8, p. 624; As noted below in footnote 10, this rumor was authoritatively "confirmed" at the Nuremberg Tribunal.
  6. "Wise Says Hitler Had Ordered 4,000,000 Jews Slain in 1942," New York Herald-Tribune (Associated Press), Nov. 25, 1942. pp. 1, 5; "2 Million Jews Slain by Nazis, Dr. Wise Avers," Chicago Daily Tribune, Nov. 25, 1942; The New York Times, Nov. 26, 1942, p. 16; See also: Raul Hilberg, The Destruction of the European Jews (1985), p. 1118.
  7. "The Spirit Will Triumph" (editorial), and "Corpses for Hitler," p. 11, Congress Weekly (New York: American Jewish Congress), Dec. 4, 1942.
  8. The New Republic, Jan. 18, 1943, p. 65. See also the Communist New Masses editorial of Dec. 8, 1942. p. 21. Both quoted in: James J. Martin, The Man Who Invented 'Genocide' (IHR, 1984), pp. 64, 45; One of the few sober voices among all the hysteria was The Christian Century, which cautioned in a Dec. 9, 1942, editorial: "Dr. Wise's allegation that Hitler is paying $20 each for Jewish corpses to be 'processed into soap, fats and fertilizer' is unpleasantly reminiscent of the 'cadaver factory' lie which was one of the propaganda triumphs of the First World War." Quoted in: Robert W. Ross, So It Was True (Minneapolis: 1980), p. 157.
  9. Gerard Israel, The Jews in Russia (New York: St. Martin's, 1975), p. 180.
  10. Smirnov statement, Feb. 19, 1946. International Military Tribunal, Trial of the Major War Criminals Before the International Military Tribunal (IMT "blue series"; Nuremberg: 1947-1949), vol. 7, pp. 597-600. Note also Soviet allegation that soap was manufactured from the bodies of people gassed at Auschwitz: IMT ("blue series"), vol. 7, p. 175; Translation of USSR-197 and other Nuremberg Tribunal (IMT) references to the human soap story in: Carlos Porter, Made in Russia: The Holocaust (1988), pp. 73, 85-86, 121-124, 126, 128, 159, 368-377; Note also Nuremberg Tribunal "human soap" documents USSR-196, USSR-264, and USSR-272; We are grateful to Mr. Carlos Porter for his diligent research of the Nuremberg Tribunal's treatment of the "human soap" story.
  11. IMT ("blue series"), vol. 19, p. 506; Nazi Conspiracy and Aggression (NC&A "red series"; Washington, DC: 1946-1948), Suppl. vol. A, p. 134. See also: "Nazis' Soap Factory Used Humans, American Reports" (AP), The Sunday Star (Washington, DC), Dec. 9, 1945, p. B-11.
  12. IMT ("blue series"), vol. 1, p. 252. Facsimile reprint in: Carlos Porter, Made in Russia (1988), p. 159.
  13. Pierre Joffroy, "Anne Frank Martyre," Paris Match, No. 394, Oct. 27, 1956, p. 93.
  14. R. Hilberg, Destruction of the European Jews (1985), p. 967 (n.27); N. Blumental, "RIF," Yiddish Culture, June-July 1959 (cited above); Rabbi Yaakov (Jacob) Riz runs the Holocaust Museum at 1453 Levick St., Philadelphia. See his letter in the Jewish Press (Brooklyn), July 10, 1981, p. 42; Udo Walendy, Adolf Eichmann, Historische Tatsachen No. 18 (Vlotho: 1983), p. 24; Gary Tippet, "Real-life chamber of horrors," The Sun (Melbourne), Feb. 7, 1984.
  15. B. Edelbaum, Growing up in the Holocaust (Kansas City, Mo.: 1980), pp. 217-218.
  16. Jane S. Podesta, "Nesse Godin's memories...", The Washington Times, April 11, 1983, pp. 12B, 13B.
  17. M. Mermelstein deposition, Los Angeles, May 27, 1981, official transcript, p. 40. (Case No. C 356 542)
  18. S. Wiesenthal, "RIF," Der Neue Weg (Vienna), Nr. 17/18, 1946, pp. 4-5.; See also: S. Wiesenthal, "Seifenfabrik Belsetz," Der Neue Weg, Nr. 19/20, 1946, pp. 14-15, and: S. Wiesenthal, "Nochmals RIF," Der Neue Weg, Nr. 21/22, 1946. p. 2; These articles are also cited in: M. Weber, "Simon Wiesenthal: Bogus 'Nazi Hunter'," The Journal of Historical Review, Winter 1989-90, pp. 444-445 [and in: M. Weber, "Simon Wiesenthal: Fraudulent 'Nazi Hunter'," The Journal of Historical Review, July-August 1995 (Vol. 15, No. 4), pp. 10-11, 15.]
  19. S. Wiesenthal, "Nochmals RIF," Der Neue Weg (Vienna), Nr. 21/22, 1946, p. 2.
  20.  "Poland," Encyclopaedia Judaica (1971), Vol. 13, pp. 761-762 (Photo caption: "A German soap factory near Danzig"); 
  21. William L. Shirer, The Rise and Fall of the Third Reich (New York: 1960), p. 971 (note) [or page 1264 of the 1962 softcover edition].
  22. Ilya Ehrenburg, The War: 1941-1945 (Cleveland: World, 1965), p. 30.
  23. Fred McFadden, et al., Canada: The Twentieth Century (Toronto: 1982), section entitled "The Holocaust."
  24. Earl Raab, The Anatomy of Nazism (New York: ADL, 1979), p. 20.
  25. Konnilyn G. Feig, Hitler's Death Camps (New York: 1981), pp. 200-202, 479 (n. 19)
  26. This writer was present at the opening ceremony held at the Landover, Md., Capital Center, on Monday evening, April 11, 1983. Schneier was Rabbi at Park East Synagogue, New York City. The crowd of some 15,000 was later addressed by President Reagan.
  27. N. Blumental "RIF" Yiddish Culture, June-July 1959 (cited above). See also: R. Faurisson, "Le savon juif," Annales d'Histoire Revisionniste (Paris), No. 1, Printemps 1987, pp. 153-159, and, D. Felderer, "Human Soap," The Journal of Historical Review, Summer 1980, pp. 131-139; Dachauer Hefte: "Die Befreiung" (Dachau), Heft 1, Dec. 1985, p. 111 (n. 7).
  28. Erich Kern (Kernmayer), Meineid Gegen Deutschland (1971), pp. 152-163. See also: Deutsche Wochen-Zeitung (Munich), March 29, 1991, pp. 3, 9.
  29. Walter Laqueur, The Terrible Secret (Boston: 1980), pp. 82, 219.
  30. Gitta Sereny, Into That Darkness (London: A. Deutsch, 1974), p. 141 ).
  31. "Nazi Soap Rumor During World War II," Los Angeles Times, May 16, 1981, p. II/2.
  32. Bill Hutman, "Nazis never made human-fat soap," The Jerusalem Post - International Edition, week ending May 5, 1990; "Holocaust Expert Rejects Charge That Nazis Made Soap From Jews," Northern California Jewish Bulletin, April 27, 1990. (JTA dispatch from Tel Aviv.) Facsimile in: Christian News, May 21, 1990, p. 19; "A Holocaust Belief Cleared Up," Chicago Tribune, April 25, 1990. Facsimile in: Ganpac Brief, June 1990, p. 8.
  33. "A Holocaust Belief Cleared Up," Chicago Tribune, April 25, 1990.


منبع:مشرق
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1391/05/15 توسط امیرحسین

بسم الله الرحمن الرحیم

بیش از 160 سال است که کلوب‌های خصوصی اشراف به عنوان گوشه دنجی برای طبقه موثر در سیاست های سیاسی ـ اقتصادی و اجتماعی آمریکا و جهان در این کشور فعالیت دارند. این کلوب های اکثرا مردانه در نگه داشتن قدرت در دست جمع محدودی از طبقه اشراف نقش اساسی دارند. اما با گذر زمان محدودیت های این کلوب ها برای نژاد، قومیت و جنس اعضا کم رنگتر شده است.

در این میان کلوب بوهمیان که تمامی اعضای آن را مردان تشکیل می دهند در حفظ بنیادهای خود کوشا بوده و یکی از قدیمی ترین کلوب های اسرار آمیز طبقه اشراف آمریکا است که دو تا سه هزار عضو دارد و از سال 1899 تا کنون هر تابستان در حدود سه هفته در جنگلی به نام بوهم در کالیفرنیا گرد هم می آیند.


بوهمین گرو
کلوب بوهم بیش ار 120 سال فعالیت دارد.


 


همایش های بیشه بوهم

همایش های این گروه حتی در روزهای حساس جنگ جهانی دوم نیز تعطیل نشده است. این افراد شامل سیاست مداران و افراد شاخص اقتصادی و نظامی آمریکا هستند به طوری که تمامی کم‍‍پ‍انی های بزرگ اقتصادی در این گروه نماینده ای دارند. اعضای گروه ارتباطات تنگاتنگی با هم دیگر داشته و هماهنگی های کاملی در مورد سیاست گذاری ها و روش های کاری خود در سطح داخلی و بین المللی دارند. هیچ فرد عادی که به گونه ای به طبقه قدرت و ثروت متصل نباشد؛ نمی تواند به عضویت این کلوب درآمده و یا به صورت مهمان در مراسم های فصل تابستان این کلوب شرکت کند. حتی اشراف و صاحب منصبان نیز نمی توانند به راحتی به این کلوب راه یابند.


بوهمین گرو

میهمانی صرف شام در بوهم

جنگل بوهم جایی است که سه هفته خوش گذرانی در این منطقه با مراسم های ویژه ای همچون شعر خوانی، اجرای تآتر و موسیقی، بازی های ورزشی، و مجالس ویژه شراب خواری و خوش گذرانی همراه است. از این سه هفته، هفته دوم بسیار با اهمیت است زیرا که اکثر اعضا سعی می کنند در این هفته حتما در بوهم حضور داشته باشند. در کنار این خوش گذرانی ها همیشه رایزنی ها و سخنرانی های سیاسی، اجتماعی و تاریخی نیز وجود دارد که از سوی خود اعضا ارایه می شود.

کلوب بیش از 500 نفر پرسنل خدماتی دارد که در طی گردهم آیی به رتق و فتق امور می پردازند. ورود میهمانان که همگی از اشراف و سیاست مداران انتخاب می شوند با تشریفات ویژه ای همراه است و حتما باید دعوت کننده خود برای استقبال حضور داشته باشد و در غیر این صورت ورود ممکن نخواهد بود.

عضویت در این گروه فقط با دعوت اعضای ثابت امکان پ‍ذیر است. درخواست نامه فرد مدعو برای عضویت در اختیار کمیته مرکزی قرار می گیرد و پس از بررسی های فراوان در صورت اثبات صلاحیت، فرد می تواند به عضویت این گروه در آید. این فرایند ممکن است تا پانزده سال و یا بیشتر به طول بیانجامد.


باشگاه های مختلف کلوب بوهمیان

کلوب شامل ۹۵ باشگاه مجزا است که هر یک، مکان مخصوص به خود را در جنگل دارند و ساختمان های مجزایی به اعضای هر کلوب اختصاص داده شده است. هر کلوب جزء، اسم به خصوص و اعضای به خصوصی نیز دارد. برای مثال اعضایی همچون هنری کسینجر و همچنین مسئولین سابق دولت فدرال و سایر رؤسای پروژه نظم نوین جهانی درممتازترین باشگاه یعنی «هیل بیل» جای دارند. کمپ هیل بیلی گروهی است که بوش پدر و پسر و افراد برجسته تیم نومحافظه کار سیاست مداران آمریکا از اعضای آن هستند.


بوهمین گرو بوهمین گرو
بوش پدر و پسر، اعضای هیل بیل روسای جمهور سابق آمریکا در کلوب اولز نست


 

به طور کلی اعضای این کمپ تجارت های بزرگ، بانک ها و رسانه ها را در اختیار دارند. کمپ «کاو من» دیگر کمپ مهم است که شامل افراد فعال در زمینه اتاق های فکر، کمپانی های نفتی، صنایع دفاعی و دانشگاه هاست. در «کمپ استووی» اعضای خانواده راکفلر و مدیران کپم‍انی های نفتی، بانک ها و اتاق های فکر مربوط به این خانواده مستقر هستند و در کمپ «اولز نست» نیز روسای جمهور سابق آمریکا، فرماندهان ارشد نظامی و اعضای وزارت دفاع حضور دارند.

بدیهی است که تجمع این تعداد از زرمداران و زورمداران دنیا طی سه هفته در یک جا نمی تواند خالی از نتایج وحشتناک برای بشریت باشد. مثلا گزارش هایی در دست است که نشان می دهد تصمیم به اجرایی کردن پروژه منهتن از طرف وزارت دفاع آمریکا که حاصل آن اولین بمب های اتمی ساخت بشر بود؛ در یکی از خوش گذرانی های اعضای این کلوب اتخاذ شده است.


اماکن ساخته شده در بوهم، نمادپردازی ها و تزئینات

از آنجا که برخی از هنرمندان مشهور نیز مفتخر به عضویت در این کلوب بوده اند؛ مکان های عمومی کلوب همچون کتابخانه، سالن های رقص، اتاق های میهمانان، بار ها و... با تابلوهای گران بها و اشیای هنری تزیین شده است. کلوب حتی یک مومیایی 2500 ساله مصری را از سال 1914 در اختیار دارد که نشانه ای از علاقه مندی اعضای کلوب به فرهنگ مصر باستان است.

این مومیایی توسط یکی از اعضا به کلوب اهدا شده است و یقینا افراد مطلع و آشنا به مقوله های ایلومیناتی، ماسونی، شیطان پرستی و... دلایل این علاقه مندی کلوب بوهمیان به فرهنگ مصر باستان را به خوبی می دانند.


بوهمین گرو بوهمین گرو


 

تمامی اماکن کلوب با تابلوها و اشیاء هنری گرانبها تزئین شده است.


این مومیایی با نام «بانو ایسیس» در یک تابوت شیشه ای در ورودی تآتر بوهمیان قرار گرفته است و اعضا همیشه با احترام در برابر آن می ایستند. نا گفته نماند که فراماسون ها «بانو ایسیس»را خدا- مادر معنوی خود می دانند. در آیین فراماسونری که آکنده از نمادها و نمادسازی هاست الهه های مصر باستان جایگاه ویژه ای برای خود دارند.گزارش هایی انتشار یافته است که بیان می کنند مجسمه آزادی به عنوان نمادی از بانو ایسیس ساخته شده است.

واضح است که در کشور آمریکا که فراماسونری، صهیونیسم جهانی و آیین های ضد الهی همچون شیطان پرستی و کابالا نبض سیاست، اقتصاد و رسانه را در دست دارند؛ کلوب بوهمیان و مراسم های تابستانه آنها نیز با توجه به نوع اعضای آن نمی تواند از این گرایش ها خالی بوده و صرفا یک اجتماع تفریحی باشد.


جغد، نماد بیشه بوهم

سمبل این کلوب جغد است که از اولین سال تاسیس آن استفاده می شود. به اذعان اعضای کلوب، جغد نمادی از حکمت زندگی و همیاری برای آنها است که امکان بقاء و مبارزه با نا امیدی را برای انسان در دنیا به یاد می آورد. با توجه به هجم ثروت و قدرتی که در دست این جهان خواران است؛ استفاده از جغد به عنوان نمادی برای مبارزه با نا امیدی منطقی جلوه نمی کند. وجود حالت هایی از نا امیدی در این انسان نماهایی که به هر کاری که خواستار انجامش هستند مبادرت می کنند؛ دور از ذهن است. پس جغد نمی تواند برای این گروه یک نماد انسانی و والا همچون مبارزه با نومیدی تلقی شود.

این نماد در تمامی مناطق و لوازم کلوب به کار گرفته شده است و یک مجسمه سنگی ۱۲ متری در کنار دریاچه جنگل بوهم نیز به شکل یک جغد ایستاده ساخته است. این تندیس در سال 1929 ساخته شده است تا مراسم مذهبی بوهمیان در کنار آن اجرا شود. در زیر پای این تندیس محراب سیاهی وجود دارد که جایگاه خاصی در مراسمات دارد. بوهمیان این مجسمه را بت بزرگ مولوخ می نامند و طی مراسمی با عنوان«درود»در حالی که رداهای قرمز پوشیده اند؛ به رژه و نیایش در مقابل این بت می پردازند.

بوهمین گرو بو همین


 

نماد جغد از پرکاربردترین نمادهای ایلومیناتی و ماسونی است که در شهرهای مختلف آمریکا به شکل زیرکانه ای در طراحی بناها و سازه های شهری به کار گرفته می شود.

در خاورمیانه، چین و شرق دور جغد نماد بد اقبالی و روح شیطانی است و از دیدگاه مسیحیت سنتی نیز جغد نمادی از نیروهای شیطانی، رویدادهای ناگوار و نابودی محسوب می شود. از سوی دیگر جغد نماد یهودیان مارانوس نیز می باشد. این یهودیان برای پیش بردن اهداف خود دین و آیین خود را مخفی نگه می دارند. از آنجا که جغد در شب، یعنی هنگامی که هیچ کس نمی تواند چیزی ببیندف بیدار بوده و قادر به دیدن است؛ مارانوس ها آن را نماد خود قرار داده اند.


بت مولوخ

به این ترتیب مولوخ که خدای سمبلیک باستانی شیطانی است؛ هنوز هم از میان افراد بی گناه و کودکان قربانی می گیرد. مولوخ الهه باستانی قربانی کردن است که در کتاب مقدس نیز به آن اشاراتی شده است. فرقه های عبادت کننده بت ملوخ در طول تاریخ دارای تشریفات وحشتناکی همچون آشامیدن خون انسان های قربانی شده در پای این بت بوده اند.

این قربانی ها در اکثر مواقع کودکان هستند. سالانه هزاران کودک در آمریکا گم می شوند و پلیس هیچگاه نمی تواند اثری از آنان بیابد. گاهی جسد این کودکان در مکان های نامتعارفی کشف می شود و متخصصین جرم شناسی نبود خون در جسد آنان را تایید می کنند.

بوهمین

بت مولوخ به شکل جغد در کنار دریاچه بوهم

در بیشه بوهم چه اتفاقاتی می افتد؟

در دهه چهل گزارش هایی در برخی از مطبوعات آمریکا منتشر شد که نشان می داد غیر از مشروبخواری، استفاده از مواد مخدر و همجنس بازی، فعالیت هایی همچون آدم ربایی، تجاوز، کودک آزاری جنسی و قربانی های خونین نیز در کلوب بوهمیان انجام می گیرد. متعاقب این افشاگری ها تحقیقاتی از طرف پلیس شروع شد که البته این بازرسی ها در سال ۱۹۴۷ متوقف گردید و پرونده به حال خود رها شد.   اما این کلوب و اسرارش همیشه برای افراد مطلع و کنجکاو جای سوال داشت.

در سال 2000 فیلم سازی به نام الکس جونز توانست به طرز معجزه آسایی از موانع امنیتی جنگل بوهم گذشته و وارد این اردوگاه شده و از مراسم های عجیب اعضای کلوب فیلم برداری کند. در این مراسم ها آیین قربانی کردن انسان در برابر مجسمه جغد انجام می شد. او به مدت پنج ساعت در اردوگاه بوده است و می گوید با این که با چشمان خودش اتفاقات را دیده ولی نمی تواند آنچه را که مشاهده کرده باور کند. جونز در بخشی از توصیفاتش چنین می گوید:

«سپس کشیش در باره «بابل و صور نیک» صحبت کرد. می دانیم که تنها یک جغد بزرگ و «صور نیک» وجود دارد، در انجیل و اسناد تاریخی دیگر آمده است که در سرزمین های بابل و کنعان کودکان را در پیشگاه الهه جغد مولوخ، می سوزاندند. برای مدت مختصری توجهمان به پشت خیمه ها در آنسوی ساحل جلب شد و باعث شد که از جغد منحرف شویم. ناگهان به خود آمدم و بعد از آن روی جغد و کشیش در جزیره تمرکز کردیم.

در ساحل غربی، یک قایق قدیمی رودخانه ای وجود داشت و شخصیتی عزرائیل مانند که ارابه را حرکت می داد، با قایق از آب عبور کرد. در حالیکه فرد دست و پا بسته ای در آن به حالت تعظیم درآمده بود .او آن فرد قربانی را نزد کشیش اعظم برد که در پای جغد منتظر بود، در پایین پله های نورانی که جغد روی آنها قرار داشت.


 

بوهمین بوهمین
«اندوه مهار شده» زنده زنده در آتش سوزانده می شود مراسم قربانی انسان در پای بت مولوخ


 

سپس در یک صحنه بسیار خوفناک دو کشیش سیاهپوش، قربانی را گرفتند و آن را به پیشگاه جغد بردند…قربانی برای نجات جانش التماس می کرد و صدای او از طریق بلندگو به گوش می رسید. اما آنها درخواست او را نپذیرفتند. آنها او را به درون قتلگاه بردند. این خواسته جغد بزرگ بود که او را بسوزانند. (قربانی را اندوه مهارشده می نامیدند) مثل کسی بود که توی پارچه سیاهی پیچیده باشند. در سمت بالای قتلگاه یک چراغ سنگی قرار داشت که آنرا مشعل جاویدان می نامیدند.کشیش اعظم مشعل خاموشی را برداشت و با مشعل جاویدان روشن کرد.

آن فرد دوباره جهت بخشایش التماس کرد، سپس کشیش اعظم پایین رفت، (البته به سختی، چون کشیش اعظم به قدری پیر بود که حتی به سختی راه میرفت) و هیزمها را آتش زد. سپس گفت که قصد دارد علائم را از بقایای باقی مانده بخواند. یک سنت بسیار وحشتناک و مرموز. این دیگر شیطان ساخته ی دست هالیوود نیست، این یک سنت وحشتناک بابلی و حقیقت محض است.

او همچنان از درد فریاد می کشید. ناگهان تمام آن صلیب های کوچکی که در طول ساحل دیده بودیم در آتش افکنده شدند، بنابراین من داشتم اثر نقاش قرون وسطی هیرونیموس بوش را با نام مناظر جهنم به عینه مشاهده می کردم: صلیب های فلزی سوخته، کشیش هایی با ردای سرخ و سیاه و کشیش اعظم با ردای نقره ای و شنل قرمز، جسد سوخته ای که از درد فریاد می کشید، یک جغد عظیم الجثه با شاخهای بزرگ، رهبران، بانکداران، اصحاب رسانه و آموزش جهان در این مراسم گرد آمده بودند. این نهایت جنون بود».


افشاگری های بعدی

در سال 2004 نیویورک پست گزارش داد که یکی از بازیگران برتر فیلم های پورنوی مردانه از طرف کلوب استخدام شده است تا در طول برگزرای اردو به اعضایی که تمایل دارند خدمات ارایه دهد. در واقع اردوگاه در کنار فعالیت های مختلف دیگرش یک مجلی عیاشی هم جنس بازی نیز برای اعضا فراهم می کند.

ریچارد نیکسون که از روسای جمهور سابق آمریکا بوده و قبل از ریاست جمهوری به کلوب نیز دعوت شده بوده در مورد مراسم ها و اتفاقاتی که در اردوگاه می افتد؛ گفته است «چندش آورترین اعمال شیطانی که حتی نمی توانید تصورش را بکنید».

کریس جونز، یکی از کارگران اردوگاه در سال ۲۰۰۵، افشا کرده است که بارها از طرف اشراف پیری که به اردوگاه آمده بوده اند؛ به او پیشنهاد رابطه جنسی شده است. جونز به خاطر این اظهاراتش و افشای اسرار کلوب از طرف دادگاه محلی کالیفرنیا محکوم به زندان شد.

بوهمین

لیست افراد حاضر در بوهم در سال 2008

همچنین در سال ۲۰۰۸ توسط گروه های فعال در مورد حقایق آمریکا لیستی از افراد شرکت کننده در کلوب کشف و منتشر شد که حضور تیم نومحافظه کار ريیس جمهور سابق آمریکا در کنار نمایندگان شرکت ها و صنایع بزرگ، دولتمردان و بانک داران، در این اردوگاه را تایید می کند. جرج بوش، دیوید راکفلر، هنری کیسینجر، دونالد رامسفلد، کولین پاول و چندین نفر از سازمان سیا مانند جیمز وولسی در سال 2008 در گردهمآیی این اردوگاه شرکت کرده اند.


نوشته شده در تاريخ یکشنبه 1391/05/08 توسط امیرحسین

بسم رب الوجه الله

ابتدای مطلب رو با یه سخن از امام موسی بن جعفر(ع) شروع میکنم :

همانا خداوند به خاطرگناه شیعه بر آنها غضب کرد و مرا مخیّر نمود که عقوبت را من از طرف آنها تحمل کنم و یا خود آنها عقوبت شوند، به خدا قسم من آن را به جان خود خرید و شیعیان را حفظ کردم . 

اما ...

آقا جان مهدی فاطمه از زمان غیبت چند بار عقوبت را به جون خریدی که شیعیان تو

مورد غضب خدا قرار نگیرند ؟

آقا جان چند بار به خاطر من و امثال من غضب و عقوبت نازله از خدا رو به جون خریدی ؟

آقا جان تو برای صورت نیلی ماردت گریه میکنی بعد اونوقت به خاطر گناه من شیعه که

مثل سیلی تو صورتت هست هم باید گریه کنی ؟

  مرحوم علامه مجلسی از ملحقات کتاب انيس العابدين و علامه نوری در کتاب نجم الثاقب نقل می کند که:
سيد بن طاووس می فرمايد: در يک سحر گاه در يک سرداب مطهر از حضرت صاحب العصر(عج) اين مناجات را شنيدم که می فرمود:
خدايا شيعيان ما را از شعاع نور ما و طينت ما خلق کرده ای. آنها گناهان زيادی به اتکا بر محبت و ولايت ما کرده اند، اگر گناهان آنها گناهانی است که درارتباط با توست از آنها درگذر، که ما را راضی کرده ای و انچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم است، خودت بين آنها را اصلاح کن و از خُمسيکه حق ما است به آنها بده تا راضی شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما
.

به به چه آقایی داریم منو تو خیلی مهربونه ما گناه میکنیم دلشو میشکونیم اونوقت

بقیة الله دست به دعا بر میداره از خدا میخواد ما رو ببخشه ! 

سلام من به تمام حالات تو آقا :

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُصَلّی وَ تَقنُت

سلام بر تو؛ آن گاه که نماز می‌گزاری و قنوت می‌خوانی

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَرکَعُ وَ تَسجُدَ

سلام بر تو؛ آن گاه که رکوع و سجود می‌آوری

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُهَلِّلُ وَ تُکَبِّر

سلام بر تو؛ آن گاه که «لا اله الا الله» و «الله اکبر» می‌گوی

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَحمَدُ وَ تَستَغفِر

سلام بر تو؛ آن گاه که (خدا را) می‌ستایی و آمرزش می‌خواهی،

اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تُصبِحُ وَ تُمسی

سلام بر تو؛ آن هنگام که روز را آغاز می‌کنی و آن گاه که روز را پشت سر می‌‌گذاری

امام (ع) می فرمایند : اگر اعتنا و تضرع و دعا برای نزدیک شدن زمان ظهور نداشته

باشید ظهور به نهایت خود خواهد رسید .

((اللهم عجل لولیک الفرج ))


نوشته شده در تاريخ سه شنبه 1391/05/03 توسط امیرحسین